Monday, March 29, 2010

بهار

بهار که می آید دلم برایت تنگ می شود. برای گل های شمعدانی کنار پنجره. راستی هیچ می دانستی دخترک همسایه مان بوی تو را می دهد؟

Sunday, March 21, 2010

سال 88

سال 88 سالی بود که نوروزش را در کردستان گذراندم؛ کنار عزیزترین کسانم در میان مردمی بس مهربان

سال 88 سالی بود که خاتمی رفته بود. سالی که مرد نقاش از خانه بیرون آمده بود و چه محکم و چه استوار. سالی بود که امید بستیم به میرحسین که بیاید و رسمی نو در اندازد و او آمد و رسمی نو در انداخت

سال 88 سالی بود که تمام زندگیم را بستم در چند چمدان کهنه و نو و با شهری که بیست و سه سال در آن زندگی کرده بودم خداحافظی کردم. سالی بود که گذشتم از فراز اقیانوس اطلس تا قدم بر سرزمین فرصت ها بگذارم.

سال 88 سالی بود که لحظه لحظه اش در حسرت دوری از خیابان های تهران، منظره بی نظیر توچال و دلتنگی دوستان همراه گذشت.

سال 88 سالی بود که به هوس اضافه کردن یک حرف بزرگ، یک حرف کوچک و یک نقطه حقیر به اول اسمم، چند سال دیگر از زندگی را هم بخشیدم که برود تا به جای زندگی کردن باز هم درس بخوانم

سال 88 سال جنگل های سبز، رودهای آرام، و زمستان طولانی و پربرف بود. سالی که من در میان جمع و دلم جای دیگر! سالی پر از خاطره های خوب و بد، پر از تجربه، پر از خنده و غم، سالی مثل همه سالها

و حالا با همه این حرف ها رفته ایم در سال 89 ، بلکه امسال تخم دو زرده ای بگذاریم و گلی بزنیم به سر عالم

Monday, March 8, 2010

Green and Black

Where I live if you see dark black soil, it means that someone works on that land. Where you live its different! The color of soil doesn't mean anything. It is the green which means someone is working hard!

Wednesday, February 24, 2010

دو دیالوگ

ز: میشه لطفا تمومش کنی؟

م: یعنی مثلا چه کار کنم؟

ز: مثلا بری، بری پشت سرتم نگاه نکنی

م: می دونی بارها می خواستم این کارو بکنم اما آخه

ز: آخه چی؟

م: آخه نمی تونم آخه دوست دارم

---

ز: یعنی داری می ری؟ واسه همیشه؟

م: آره، گمونم دارم همینکارو می کنم

ز: آخه چرا؟

م: نمی دونم ، مجبورم انگار، کار دیگه ای نمی تونم بکنم، آخه خیلی دوست دارم، می فهمی خیلی

تو ای پری کجایی؟

دل من سرگشته توست

نفسم آغشته توست

به باغ رویاها چو گلت پویم

در آب و آیینه چو مهت جویم

تو ای پری کجایی

در این شب یلدا ز پیت پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجایی

Tuesday, February 23, 2010

آسمان و زمین

دوستی نوشته بود هرکجا روی آسمان همین رنگ است اما زمین با زمین خیلی فرق داره. وقتی که دلم برای ذره ذره زمین ایران تنگ شد، فهمیدم که راست می گوید

Monday, February 15, 2010

بلاهت

گاهی وقت ها شرایطی در زندگی آدم پیش می آید که حماقتش به رخ خودش کشیده می شود. لحظات دردناکی است، بسیار بسیار دردناک