Tuesday, December 16, 2014

رود باید شد و رفت

بسته نسبتا مفصلی آماده کرده بود. خیلی بزرگ نبود ولی سنگین بود به اندازه بار یک عمر زندگی. برای بار آخرهمه چیز را خوب نگاه کرد. همه خاطره ها، بغض ها، لبخند ها، نگاه ها، همه و همه را. نه برای اینکه مطمئن شود چیزی کم و کسر نگذاشته است. فقط می خواست یک بار دیگر، شاید برای بار آخر گذشته را مرور کند. هرچند که همه این ها در حافظه اش خیلی زنده تر ماندنی است. ولی خوب چه می توان کرد؟ آدمیزاد است دیگر. 
به هر حال خواننده عزیز! داشتم می گفتم. بسته را جمع کرد و رفت کنار رودخانه. خیلی آرام سپردش به آب که با خود ببردش. بعد ایستاد و نگاه کرد دور شدنش را. 
باد می وزید. باد سرد آخر پاییز.

Monday, December 15, 2014

پرچم صلح


I know I left too much mess and 
destruction to come back again 
And I caused nothing but trouble 
I understand if you can't talk to me again 
And if you live by the rules of "it's over" 
then I'm sure that that makes sense 

I will go down with this ship 
And I won't put my hands up and surrender 
There will be no white flag above my door 
I'm in love and always will be 

Tuesday, December 9, 2014

Wild Theme: El Condor Pasa by Simon & Garfunkel


I'd rather be a sparrow than a snail.
Yes I would,
If I could,
I surely would.

I'd rather be a hammer than a nail.
Yes I would,
If I only could,
I surely would.

CHORUS
Away, I'd rather sail away
Like a swan that's here and gone
A man gets tied up to the ground
He gives the world
Its saddest sound,
Its saddest sound.

I'd rather be a forest than a street.
Yes I would.
If I could,
I surely woud.

I'd rather feel the earth beneath my feet,
Yes I would.
If I only could,
I surely would.

Monday, December 8, 2014

زمستان ابدی



 

 


وقتی تو نیستی همه جا سرد است.

Saturday, December 6, 2014

دلداری

خود افسرده طفلکیم  که رفته بود کز کرده بود یک گوشه را بغل کردم
اشکهایش را پاک کردم
گفتم غصه نخور پسر جان 
درست می شود خوب
همیشه که اینطور نمی ماند خوب
خودم ولی دلش بدجوری شکسته بود
هق هق گریه می کرد
نفسش هی بند می آمد
بغض می کرد هی

اونو ندیدی؟



نه در برابر چشمی٬ نه غایب از نظری
نه یاد می کنی از ما٬ نه می روی از یاد

Monday, December 1, 2014

فیلم نامه

به فیلم ها می ماند 
به رمان های عاشقانه
عاشقی که از معشوقش جوابی نشنیده است
ولی امید دارد، به چیزی که نمی داند چیست
قرار است انتظار بکشد
چشم بدوزد به راهی که شاید کسی از آن رد شود
شاید و فقط شاید

اگر نوشته هایش را خوانده باشد
اگر دلش لرزیده باشد
اگر اشکش جاری شده باشد
اگر باور کرده باشد...