Monday, March 17, 2008
بهار
Monday, March 10, 2008
انتخابات
می خواستم درباره انتخابات بنویسم. چند روزی است که به آن فکر می کنم...
شرکت کردن یا شرکت نکردن؟ مساله این است! یه عده با اين استدلال که اين انتخابات حداقل های يک انتخابات را ندارد و از استاندارد ها بسيار دور است استراتژی تحريم و عدم شرکت در انتخابات را پيشه کرده اند. دلايل اين گروه عمدتا اين مسايل است:
الف. شل کردن بازی چپ و راست و دعوای سر حکومت و واگذاری کامل آن به جناح اقتدار گرا
ب. رها کردن تمام قدرت به دست محافظه کاران به منظور ايجاد شکاف و تشديد اختلاف درونی آنها که ممکن است منجر به شناخت ضعف های سيستم از جانب آنها و تغيير در دراز مدت شود
ج. شرکت در چنين انتخاباتی به علت عدم رعايت حداقل ها اصولا معنی نمی دهد
د. سوء استفاده حاکميت از رای و تعبير آن به تاييد نظام
ه. اصلاح طلب ها توان رای آوردن ندارند، بنابراين شرکت فايده ای ندارد
و. وقتی اصلاح طلبان قدرت داشتند چه کردند که حالا با دو نفر و نصفی بتوانند تغييری ايجاد کنند؟
در مقابل اين گروه، ديگرانی هستند که با وجود همه مسايل موجود در انتخابات مجلس هشتم، تصميم به شرکت در انتخابات دارند. دلايل آنها عمدتا به قرار زير است:
الف. به هرحال مردم بالای 50 درصد شرکت خواهند کرد، بنابراين تحريم معنای خاصی نخواهد داشت
ب. هرچند فضا بسيار تنگ است، اما باز هم می توان اقليتی بدست آورد و از هرچه بدتر شدن اوضاع جلوگيری کرد
ج. سياست ورزی بر خلاف آرمان گرايی ايجاب می کند از همين فرصت اندک برای تمرين دموکراسی استفاده شود و يک مجلس نيمه اصلاح طلب بهتر از مجلس يکدست اصولگرا خواهد بود.
د. از دل سال ها تحريم، احمدی نژاد، مجلس هفتم و شورای دوم (و در نتيجه شهردار شدن احمدی نژاد) بيرون آمد. اين تجربه بايد باعث شود بدانيم عدم حضور ما به معنی بدتر شدن همه چيز است
ه. اگر اصلاح طلبان آرای بالايی بياورند، هرچند کرسی های محدودی داشته باشند معنای خود را خواهد داشت.
به هر حال مساله پيچيده است و کشوری مثل ما با 2500 سال سابقه استبداد را به اين راحتی نمی توان دموکراتيک کرد. علاوه بر اين که تاريخ هم تجربه ناپذير است. عده ای معتقدند اصلاحات به دليل کند روی امثال آقای کروبی شکست خورد و در عوض نظر ايشان اين است که علت شکست اصلاحات تندروی مشارکتی ها بوده است. به هر حال تاريخ گذشته و شانس آزمايش اين تئوری ها را از ما سلب کرده است. اصلاحات هم شکست خورده، اما مساله اين است که کدام عمل ما را به دموکراسی نزديک تر می کند؟ شرکت يا عدم شرکت در انتخابات؟ به نظر تصميم سختی است و هر دو طرف استدلالات خوبی دارند.
پ.ن. نظر شما چیست؟
Monday, March 3, 2008
آدمها
برای اولین بار بود بعد از ازدواج که تنهایی مسافرت می کردم. چندان راحت نبود دوری از همسر
آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید---یک نفر در آب دارد می سپارد جان
خسته ام
.
.
.
Sunday, February 24, 2008
پروژه
فردا دارم می رم به شیراز که از اونجا برم جهرم! بلکه این اولین ای پی سی مشانیر هم به خیر بگذره و ما لال از دنیا نریم و چند روزی هم پیمانکار بوده باشیم در این دنیای فانی. یعنی واقعا من چند ماه دیگه می خوام برای همیشه این شرکتو آدماشو ترک کنم؟ شاید سخت باشه شایدم نه... همه چیز به تدریج راحت میشه و قابل تحمل. اینو مطمئنم
پ.ن: کسی از جهرم چیزی نمی خواد؟
Sunday, February 17, 2008
مملکت مضحک ما
اوایل زمستان بود و گاز بعضی از مناطق کشور قطع. در جلسه ای با حضور معاون نامحترم وزیر نیرو و مدیر عامل مپنا و مشانیر نشسته بودیم که بحث فنی - مدیریتی قطعات یدکی 22 واحد نیروگاه سیکل ترکیبی را ببندیم. آقای مپنا دستی به ریش مبارک کشیده فرمودند: ما کادر وزارت نیرو افتخار می کنیم که در این سرمای ... برق را به مردم می رسانیم. هفته بعد قطعی برق شروع شد. آقای مهندس اجازه می دهید با درود به روان پاک بنیانگزار و شهدای انقلاب به ریش شما جیش کنم؟
همه چیزمان مضحک است به غایت مضحک
Wednesday, February 6, 2008
Lost
Everything is just amazing and terrific these days. Wohoooooo!
Wednesday, January 30, 2008
Pasta and Love
I do strongly recommend Pasta at RAAZ restaurant. You will also enjoy the place on "Kar o Tejarat St., Vanak St.". WOW! It was delicious.
Is the love a result of free time of human beings and the sexual instinct that cannot be satisfied instantly, and so a product of modern societies?